![]() |
![]() |
|
| اجتماعی سیاسی |
|
من هم اولین بار که این جمله را شنیدم خنده ام گرفت. با خود گفتم احتمالا گوینده مزاح میکند چرا که در این چند سال از او مزاح زیاد شنیده ام اما این مزاح تفاوت داشت و با مزه بود و من انتظار مزاحی چنین با مزه و معنی داراز گوینده این سخنان نداشتم .با خود گفتم شاید دوباره مانند هاله نور و در همان محل مربوطه دچار توهم شده است .هرچند احتمال این مساله کم نیست اما پس از لختی تفکر و تامل یاد مناظره اش در جریان رقابتهای انتخاباتی افتادم وان ترفندهایی که در مراجع مربوطه مانند سازمان امار بکار برده بود و با دستکاری تعاریف شاخصهایی چون بیکاری وتورم توانسته بود با حقه ای زیرکانه به امار جالب توجهی دست پیدا کند.با خودم گفتم خوب سنگ مفت گنجشک هم مفت و او که هم که به هیچکس پاسخگو نیست اینجا ودر انظار عالمیان چرا از این ترفند استفاده نکند.و البته هیچکس از حضار هم نفهمیدند منظور او از این جمله چیست اما ایرانیان نیک میدانند ااو راست میگوید نه مزاح میکند ونه دچار توهم شده است. اری ایران ازادترین کشور دنیاست. در هیچ جای دنیا نمیتوانید قشری را پیدا کنید که با اختیارات نا محدود بر جان مال وناموس مردم حاکم باشند و نه تنها هیچ حد و مرزی برای انها موجود نباشد بلکه به هیچ مقامی پاسخگو نباشند. در هیچ جای دنیا نمیتوانید گروهی را پیدا کنید که به راحتی و ساده تر از اب خوردن مردم و عابران بی گناه و بی خبر از همه جا را دستگیر کرده و پس از شکنجه و تجاوز. به اجساد بیجان انها نیز ترحم نکرده و انها را نیز به اتش بکشند. در هیچ جای دنیا حتی ماموران امنیتی و اطلاعاتی را نمیتوانید با احکام دادستانی از پیش صادر شده برای کسانی که هنوز جرمی مرتکب نشده اند پیدا کنید. در هیچ کشوری نمیتوانید کسی را پیدا کنید که به جرم نوشتن اعتقاد نه چندان مخالفش با حکومت سر از زندان مخوفی چون اوین دراورد و وقتی قاضی دو سال حبس برای وی صادر کند جلادان افسارگسیته زندان در کمتر از بیست و چهار ساعت جسد غرق در خون وی را تحویل خانواده اش دهند. در هیچ جای دنیا نمیتوانید فردی را پیدا کنید که با مدرک کاردانی چنان احساس ازادی کند که با مدرک جعلی دکترا به تدریس در دانشگاه پرداخته و چون به نیکی مزه ازادی را چشید به کرسی وزارت نیز چشم طمع دوخته و با ازادی هرچه تمامتر انرا به چنگ اورد. در هیچ جای دنیا نمیتوانید حکومتی را پیدا کنید که این چنین تمام ازادیها را از مردم ربوده وهمه را از ان خود کرده و به مدد ازادی لجام گسیخته و بی حد وحصرش به همه جای زندگی مردم حتی خصوصی ترین نقاط ان سرک کشیده وبا همه چیز مردم از مسافرت و معاشرت گرفته تا پوشش و دین و نژاد مردم واز مکالمات تلفن و اس ام اس گرفته تا ایمیل و... کار داشته باشد.اری ایران ازادترین کشور دنیاست اما تعریف احمدی نژاد از ازادی را فراموش نکنید. |
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
+ نوشته شده در
شنبه چهارم مهر 1388ساعت 0:3 توسط mazdak |
|
|
ایا ملت ایران این جنایت امریکا را فراموش خواهند کرد؟
پروازی که به مقصد نرسید سرویس بین الملل خبرگزاری مهر : ساعت 9 بامداد
روز 12 تیر 1367" 3 ژوئیه 1988" در حالی که 66 کودک ایرانی همراه خانواده
های خود، شادی کنان در صندلی های خود در هواپیمای ایرباس 655 مستقر می
شدند از سرنوشتی که در انتظار آنان بود، بی خبر بودند. |
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 1:43 توسط mazdak |
|
داستان شیخ صنعان نوشتۀ علی اکبر سعیدی سیرجانیاین روزها خواندن داستان شیخ صنعان خیلی جذابه.هم متن ادبی بسیار زیبایی دارد و هم حکایت بسیار جالب و هنرمندانه ایست به قلم قهرمان بزرگ تاریخ ایران استاد فرزانه زنده یاد علی اکبر سعیدی سیرجانی که چون دیگر نخبگان و قهرمانان سرزمین اریایی قربانی استبداد شد.به شما توصیه میکنم اگر تا حالا این کتاب را نخوانده اید حتما انرا مطالعه کنید.حجمش هم زیاد نیست مطمینم نه تنها لذت خواهید برد بلکه تا پایان کتاب از کنار کامپوترتان تکان نخورید.
این داستان از شاهکارهای این نویسنده است که علاوه براینکه داستانی تمثیلی است در بیان مضرات قدرت طلبی، همچنین ثبت وقایع دو سال پس از انقلاب پنجاه و هفت نیز هست. و طنز تلخ آموزنده اش چنان قوی و حکیمانه است که شرایط امروز میهنمان را نیز شامل می شود. شیخ صنعان، داستان عاشق شدن پیری است از پیران صوفیان که صدها مرید داشته و تمام واجبات دینی را انجام میداده. یک شب در خواب می بیند که از مکه به روم افتاده و بر بتی سجده می کند. به حکم آنچه در رویا به او نموده بودند عازم روم می شود و آنجا گرفتار عشق دختری ترسا می گردد و برای خاطر معشوق ایمان می دهد و ترسایی می خرد و چنان در عشق ظاهر گرفتار می شود که خمر می خورد و زنار می بندد و خوکبانی پیشه می کند و دست از اسلام و مسلمانی می شوید. داستان شیخ صنعان نوشتۀ سعیدی سیرجانی را می توانید در اینجا ببینید. |
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 2:24 توسط mazdak |
|
|
سروده اي زيبا از محمدرضا عالي پيام بهمراه لينك دانلود كتاب الكترونيك افاضات آقاي هالو در دو نسخه موبايل و PDF
آدمي مي شناسم از دوزخ خوف و تشويش دارد و من نه بس كه مي ترسد از عذاب خدا هول از آتيش دارد و من نه دائما ذكر گويد و تسبيح در كف خويش دارد و من نه قلبي آكنده از خدا و سري باطن انديش دارد و من نه بس عجول است در ركوع و سجود گويي او جيش دارد و من نه تا رسد ز آسمان به او الهام دو سه تا ديش دارد و من نه گوئيا با خدا بُود فاميل او كه اين كيش دارد و من نه بهر ماموريت ز بيت المال هي سفر پيش دارد و من نه توي هر شهر از بلاد فرنگ قوم يا خويش دارد و من نه برنگشته از انگليس هنوز سفر كيش دارد و من نه بهر حج تمتع و عمره كوپن و فيش دارد و من نه زندگي تخته نرد اگر باشد او دو تا شيش دارد و من نه پانزده تا مغازه ، يك پاساژ توي تجريش دارد و من نه در دزاشيب باغ و در قلهك خانه از خويش دارد و من نه نوزده تا عيال ، صيغه و عقد بي كم و بيش دارد و من نه گر چه با گرگ ها بود دمخور ظاهر ميش دارد و من نه داني او اين همه چرا دارد ؟ چون كه او ريش دارد و من نه ------------------------------ ميكروفن را بگير از هالو سخنش نيش دارد و من نه جهت دانلود كتاب الكترونيك و نسخه موبايل اضافات هالو به اينجا مراجعه نمائيد منبع:سایت parsi club |
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 1:56 توسط mazdak |
|
|
اقای حجازی یک جناح امده و مملکت را به لجن کشیده و خون جوانان
وطن را در کف خیابانها جاری کرده و به برادران و خواهرانمان تجاوز کرده و هزار جنایت دیگر که زبان از گفتنشان شرم دارد. انوقت شما میگویید اتفاقی نیفتاده و این جناح ها باید بشینند و خودشان مشکلات را حل کنند.دست مریزاد.اگر میترسیدید میتوانستید سکوت کنید تا اینکه چنین تن به خفت بدهید. اقای ناصرخان شما هم سوختید.شما هم بروید کنار شریفی نیا و قطبی و کفاشیان و... بنشینید که دیگر در دل پاک مردم جایی ندارید.ایا هیچ فکر کرده اید که ممکن است در بین همین شهدا و قربانیان این جنایتها چندتا از همان هوادران و عاشقان سینه چاک شما باشند . برو عزیزم و با ان املاکت در ایران وبا این اربابان جلادت خوش باش که دیگر یک ناصر حجازی ساده بدون پیشوند و پسوندی, که بود ونبودت برای مردم فرقی ندارد.اری تو هم سوختی. به همین سادگی برای بد بودن یک لحظه کافیست و تو چه لحظه بدی داشتی.همانند لحظات گل خوردن که همه چیز در یک لحظه اتفاق میافتد و هیچ راه جبرانی هم ندارد. خیلی گل بدی خوردی. یک گل طلایی در اخرین ثانیه وقت اضافه که دیگر حتی فرصت نداری دوباره بازی را شروع کنی. |
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 16:30 توسط mazdak |
|
|
مافیاهای اینترنتی
این اینتر نت هم برای خودش عالمی دارد.شما بعضی جاها اصلا به حساب نمی ایید.فقط انهایی به حساب میایند که زود تر رسیده اندوانها هم اگر بخواهند شما را راه بدهند جای خودشان تنگ میشود و این هم که نمیشود. شما هم باشیدهمین کار را میکنید.باید مثل ادارات جمهوری اسلامی دربدر بدنبال اشنا و پارتی و دوست و رفیق بگردبد تا مگر فرجی شود و جایی برای خود دست و پا کنید.و اگر در این کار توفیقی نداشتید دیگر باید قبول کنید که سرتان بی کلاه خواهد ماند و ارزشتان در ان سایت فقط به اندازه یک بازدید کننده خواهد بود که امار انرا بالا خواهید برد. از جمله این مافیاها سایت بالاترین است شما در این سایت حق هیچگونه اظهار نظری را نداریدو فقط محکوم به هضم و پذیرش مطالبی هستید که اربابان این سایت برایتان تدارک دیده اند.از انجا که این سایت از شهرت زیادی برخوردار است زیاد در باره ان توضیح نمیدهم فقط سووالی که دارم اینست واقعا این مافیا نیست که یک مزیت نسبتا مهم در اینترنت را به عده قلیلی داده و دیگران یعنی اکثریت کاربران محکوم به پذیرش نظرات این اقلیت هستند؟ در ویکی پدیا که یک سایت معتبر است نیز وضع مشابهی وجود دارد.ویکی پدیای فارسی 10 مدیر دارد که البته مثل بالاترین کاربرانی هستند که زودتر از سایرین رسیده و انجا را قبضه کرده اند واین 10 نفر هستند که تعیین میکنند چه مطالبی در سایت منتشر شودو چه مطالبی حذف شود.
اینها نمیدانم بر اساس چه قانونی هر مطلبی را دلشان میخواهد حذف و یا ویرایش میکنند و جالب است که اکثرا پاسخگو هم نیستند.حالا اینها اگر مافیا نیستند شما بگویید با چه واژه ای انها را خطاب کنیم؟ |
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 3:29 توسط mazdak |
|
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 1:7 توسط mazdak |
|
|
ادامه مطلب |
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 1:3 توسط mazdak |
|
|
دلم گرفته ای دوست…/شعری از سیمین بانوی بهبهانی
دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با من
گر از قفس گریزم کجا روم، کجا من؟
کجا روم که راهی به گلشنی ندانم
که دیده برگشودم به کنج تنگنا من
نه بستهام به کس دل، نه بسته کس به من دل
چو تختهپاره بر موج، رها، رها، رها من
ز من هر آنکه او دور ، چو دل به سینه نزدیک
به من هر آن که نزدیک، ازو جدا، جدا من!
نه چشم دل به سویی، نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی به یاد آشنا من
ز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟
که گویدم به پاسخ که زندهام چرا من؟
ستارهها نهفتم در آسمان ابری
دلم گرفته ای دوست ، هوای گریه با من
سیمین بهبهانی
|
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 0:56 توسط mazdak |
|
|
سیف فرقانی شاعر قرن هفتم در یک قصیده به تمام ظالمان تاریخ خطابی همیشگی دارد:
هم مرگ برجهان شما نیز بگذرد هم رونق زمان شما نیز بگذرد باد خـــزانِ نکبـــــتِ ایام ناگــهان بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد وین بوم محنت از پی آن تا کُُند خراب بر دولت آشــیان شــما نیز بگـذرد باد اجل که هست گلو گیر خاص و عام برحلق و بر دهان شما نیز بگذرد ای تیغتان چو نیزه زبهر ستم دراز این تیزی سنان شــما نیز بگذرد چون داد عادلان به جهان در، بقا نکرد بیداد ظالمـــان شمـــا نیــــز بگذرد در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت این عو عوی سگان شما نیز بگذرد آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست گرد ســــم خران شمـــا نیــــز بگذرد بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت هم بر چراغـــــــدان شــــما نیز بگذرد زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت ناچـــار کاروان شــــــما نیز بگذرد این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید نوبت زناکسان شمـــــا نیز بگذرد بیش از دو روز فرصت دیگر کسان نبود بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد بر تیر جورتان زتحمل سپر کنیم تا سختی کمان شما نیز بگذرد در باغ دولت دگران بود مدتی این گل زگلستان شما نیز بگذرد آبی ست ایستاده در این خانه جاه و مال این آب ناروان شما نیز بگذرد ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ نفس این گرگی شبان شما نیز بگذرد پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست هم بر پیادگان شما نیز بگذرد |
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 2:39 توسط mazdak |
|
سرود ملی پاکستاناز ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزادقومی ترانه (به اردو:قومی ترانہ، که از ترکیب کلمات عربی. فارسی و هندی ترانه قومی گرفته شدهاست.) زمانی که پاکستان مستقل شد سرود میهنی نداشت و از این رو زمانی که پرچم پاکستان را بالا میبردند ندای پاکستان زندهباد، آزادی پایندهباد را سر میدادند. پس از چند محمدعلی جناح سرودی برای پاکستان سرود ولی چون سرود او پایه مذهبی نداشت برآن شدند که سرودی دیگر برای پاکستان بسرایند و این سرود جدید را به گونهای سرودند که واژگان آن بین اردو و فارسی مشترک باشد و حتی از نظر دستوری نیز از دستور زبان فارسی پیروی میکند و تنها واژه نافارسی در آن واژه هندی کا است. این سروده سروده شاعر پاکستانی ابوالاثر حفیظ جالندهری است. سرود کنونی
|
|||||||||||||||||||||||||||
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 0:1 توسط mazdak |
|
|
وی پیرامون اعدام پسر نوجوانی که نشریه ارگان مجاهدین خلق را
میخوانده است میگوید: «برای خیلی از همکارانم سوال بود که چگونه میشود اینها را سر جایشان نشاند. عصر از پیش امام بازگشته بودم..... داشتیم میآمدیم داخل کوچه منزل که از شیشه ماشین دیدم دوتا بچه پانزده، شانزده ساله گویا مخفیانه چیزی با هم رد و بدل کردند. دستور دادم بگیرند و بگردندشان ببینم ماجرا چیه. خودم از کیف پسره این روزنامه مجاهدین را در آوردم. یادم هست فامیلش شریعتی بود... همانجا پسره را با گلوله زدم و به همراهانم گفتم اینجوری باید با این جانوران برخورد کرد!» [۶] |
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 0:48 توسط mazdak |
|
|
When I born, I black
When I grow up, I black When I go in Sun, I black When I scared, I black When I sick, I black And when I die, I still black And you white fellow When you born, you pink When you grow up, you white When you go in sun, you red When you cold, you blue When you scared, you yellow When you sick, you green And when you die, you grey And you calling me colored? |
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 2:26 توسط mazdak |
|
گرگها خوب بدانند، زهرا رهنوردژوئن 10, 2009 — مهاجر
گرگها خوب بدانند در این ایل غریب / گر پدر مرد، تفنگ پدری هست هنوز
|
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 2:36 توسط mazdak |
|
|
فریبنده زاد و فریبا بمیرد شب مرگ تنها نشیند به موجی رود گوشه ای دور و تنها بمیرد در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب که خود در میان غزلها بمیرد گروهی بر آنند که این مرغ شیدا کجا عاشقی کرد آنجا بمیرد شب مرگ از بیم آنجا شتابد که از مرگ غافل شود تا بمیرد من این نکته گیرم که باور نکردم ندیدم که قویی به صحرا بمیرد چو روزی ز آغوش دریا برآمد شبی هم در آغوش دریا بمیرد تو دریای من بودی آغوش باز کن که می خواهد این قوی زیبا بمیرد
|
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 23:30 توسط mazdak |
|
|
امروز که به برکت اتحاد وحضور میلیونی مردم استبداد ستیز ایران پایه
های استبداد حسابی به لرزه درامده است انتقاد واعتراض به این رژیم نامشروع امری رایج وطبیعی شده است که اگر چه امری میمون ومبارک است اما نباید از یاد ببریم که زمان زیادی نمیگذرد از دورانی که هرصدای اعتراضی در نطفه خفه میشد و گاه یک انتقاد ساده و حتی پیش پا افتاده به قیمت جان صاحبش تمام میشد.دوران سیاهی که یکی از تاریکترین وننگین ترین دوران استبداد در ایران است که همه با تمام وجود انرا احساس کرده اند.اما خوب بیاد داریم که در همین دوران خفقان و سرکوب بودند قهرمانانی که شجاعانه تمام خطرات و مصایب مبارزه را بجان خریدند و در مقابل ظلم وستم سکوت نکردند و بعضی ها تا پای جان بر ارمان خویش پافشاری کرده وحتی مرگ را نیز بجان خریدند .از این قهرمانان در این مرز و بوم فراوانند.اری سرزمین کوروش . ارش و سیاوش و اسفندیار و کاوه فراوان دارد.ایت الله منتظری که در یک قدمی قدرت نتوانست در مقابل جنایت وحشیانه رژیم در زندانها در سال 67 سکوت کند و چون مولایش علی . شرافت را بر همه چیز حتی قدرت ترجیح داد عباس امیرانتظام که هیچگاه در مقابل خواسته های رژیم تسلیم نشد ایت الله شریعتمداری .مهندس بازرگان.سعیدی سیرجانی .اکبرگنجی وعبدالله نوری .محسن کدیور .سید حسین خمینی .ایت الله کاظمینی بروجردی .محسن سازگارا .ایت الله طاهری و قهرمانان دیگری که هرکدام در کارنامه خویش چنان افتخاراتی دارند که تاریخ انها را جاودانه خواهد ساخت اما بر ماست که انها را از یاد نبریم و از انها تقدیر کنیم. |
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 22:39 توسط mazdak |
|
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 22:58 توسط mazdak |
|
|
میگویید این کاریکاتور انقلاب است.میگویید عمرا جمهوری اسلامی بیدی باشد که با این باد ها
بلرزد.میگویید این روزها میگذرد و هیچ اتفاقی نمی افتد.میگویید چندتا اراذل واوباش ریختند خیابان و خرابکاری میکنندومردم همه با نظام هستند.میگویید این سالم ترین انتخابات تاریخ ایران بوده و نظام با قدرت به کار خود ادامه میدهد.خوب قبول شما درست میگویید پس چرا مردم را میکشید؟اگر نمیترسید چرا این همه نیرو به خیابان میاورید؟چرا این همه دستگیر میکنید؟چرا اس ام اس را از کار میاندازید؟چرا مرتب نمایشهای تکذیب کننده از صدا و سیمای دروغ پخش میکنید؟چرا این همه تهدید میکنید؟چرا در اینترنت فیلترینگ بی سابقه ای راه انداخته اید؟چرا تلفن ها را کنترل میکنید؟و هزار چرای دیگر که خودتان بهتر جوابش را میدانید. |
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 19:25 توسط mazdak |
|
|
در قانون مجازات اسلامی جمهوری اسلامی برای اثبات جرم مواردی ذکر شده است که مانند سایر امورات جمهوری اسلامی نظیر انرا در هیچ جای دیگر نمیتوانید پیدا کنید.مثلا یکی از عجیب ترین موارد ان علم قاضی است که طی ان قاضی میتواند با استناد به علمش حکم صادر کنددر هیچ کشوری ودر هیچ دوره ای از تاریخ چنین چیزی وجود نداشته است.در این قانون ضد بشری موارد عجیب و غریب فراوانند.یکی دیگر از این موارد عجیب رابطه نامشروع است که مدارک اثبات کننده ان چنان مشکل است که اگر یک قاضی بخواهد این قانون رارعایت کند عملا هیچ رابطه نامشروعی ثابت نمیشود.البته این شاید تنها حسن این قانون قرون وسطایی باشد که دست این اوباشان قضایی را برای اثبات این جرم مسخره (رابطه نامشروع در هیچ جای دنیا جرم محسوب نمیشود)بسته است.چون در جامعه مذهبی و نیمه سنتی ایران با توجه به حساسیت بالای مردم این مساله همواره معادل بی ابرو کردن خانواده ها بوده است و متاسفانه حتی در موارد زیادی به قتلهای ناموسی منجر شده است.اما با وجود فوق العاده سخت بودن اثبات این جرم بیدادگاههای جمهوری اسلامی در طول این سالیان سیاه تاریخ ایران همواره و بکرات دختران و پسران جوان وزنان ومردان بیگناه رابه راحتی محکوم کرده و چه جنایتها که به بهانه رابطه نامشروع انجام ندادند از شلاق در ملا عام گرفته تا رجم وسنگسارو بی ابرو کردن خانواده ها.اما در این قانون تجاوز به عنف یعنی تعرض بزور به کسی از شدید ترین جرایم بوده واثبات ان راحت تر و مجازات ان شدیدتر و برابر اعدام است.و برخلاف رابطه نا مشروع که تبصره هایی دارد هیچ تبصره ای ندارد و در همه حال ودر مورد همه کس مجازات ان مرگ است.حال سوال ما از ولی فقیه و کارگزاران با تقوایش که باتوجه به ادعای اقای مصباح یزدی همه از برکت نور ولایت فقیه مشروعیت فوق خدایی دارند این است که چرا زمانی که دختران و پسران پاک مردم را در خیابان دستگیر میکردید و بر علیه انها هیچ مدرکی که منطبق بر ان قانون بیابانی خودتان باشد پیدا نکردید انها را به جرم رابطه نامشروع وحشیانه مجازات و بی ابرو میکردید وحتی در مواردی مانند خانم دکتر بنی یعقوب ان دختر معصوم و بی گناه انها را به قتل میرساندید این قانون سفت وسخت خودتان را رعایت نکردید وحال که این کارگزاران صدیق ولایت فقیه برای اثبات وفاداری خویش به اسلام نابتان دست به چنین جنایاتی زده واز خود نه یک مدرک که هزاران مدرک منطبق بران قانون خودتان بجا گذاشته اند حاشا میکنید وزیر بار همان قانون عجیب و غریب خودتان نمیروید؟اقای لاریجانی شما که نمیتوانید از قانون اظهار بی اطلاعی کنید مثلا ایت الله زاده ای ورییس قانونگزارن این مملکت.ولی با این چیزهایی که تا حالا در این مملکت دیده ایم بعید نیست فردی در جایگاه شما از این قانون بی اطلاع باشد.اگر چنین است قبل از اینکه یکبار دیگر درمورد وحشی گری ولایتمداران در زندانها اظهار نظر کنی یک سری به قانون مجازات مثلااسلامی بزن. |
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 12:4 توسط mazdak |
|
|
|
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 3:12 توسط mazdak |
|
|
پاسخ معلوم است.چون در این مملکت هرکس که بالای سی سال داشته باشد میداند که رهبر محترم یک ایت الله قلابی است و هرکس اینرا بداند هیچ وقت تن به ذلت بسیجی بودن وبردگی چنین کسی نمیدهد.تمام کسانی که سال 68 بالغ بودند میدانند چطور وی امروز حجت الاسلام بود واز فردا بطرزی خنده دار و مضحک ایت الله خطاب میشد.
|
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 3:9 توسط mazdak |
|
|
بی شک کروبی قهرمان کاری کرد کارستان.هم ابروی نداشته اینها را کاملا از بین برد و هم جلوی دیگر جنایتهای دیگر انها را گرفت.همه وظیفه داریم از او تقدیر کنیم.نباید اورا تنها بگذاریم.در مطالبتان حتما به شجاعت او اشاره کنید واو را با لفظ شیخ قهرمان نام ببرید.این حداقل کاریست که باید بکنیم.خداییش اگر این شیخ قهرمان نبود شما کسی دیگر سراغ دارید که در شرایط فعلی بتواند چنین شجاعانه بر اردوگاه بربرهای زمان شبیخون زند و خواب را از چشم مرتضوی ها و شریعتمداری ها و طایب ها ورادان ها ولاریجانی ها این جلادان یگانه تاریخ و این جنایتکاران بالفطره برباید.مطمینم سراغ ندارید.حال که چنین است بیایید کروبی را در تاریخ جاودانه سازیم.
زنده باد شیخ قهرمان |
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 3:0 توسط mazdak |
|
|
اقای خامنه ای و قانون
اقای خامنه ای خودت گفتی قانون.خودت گفتی بدعتهای غیر قانونی بداست.اخ بمیرم تو چقدر قانونمندی.بگذریم. الان اقای کروبی امده و اتهاماتی علیه شما مطرح کرده است.بیایید و در این مورد قانون را اجرا کنید. قانون هم در این مورد ساده و صریح است.او باید این اتهامات را اثبات کند در غیر اینصورت طبق همان قانون ضد بشری خودتان حد بر او جاری میشود.امیدوارم شهامت این کار را داشته باشید هر چند بعید است چون در اینصورت احتمال بی ابروتر شدن شما بیشتر است. |
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 21:57 توسط mazdak |
|
|
دادگاه فرمایشی
تا انجا که دبده ایم وگفته اند و خوانده ایم متهم در دادگاه از خود دفاع میکند.من که هرچه متهم دبده ام کرده خود را انکار کرده اند و حتی بوده اند متهمانی که در مقابل مدارک متقن و محکمه پسند نیز تسلیم نشده و هزار کرده نا صواب خویش را انکار کرده اند.حالا این چه نمایشی است که این ج.ا. راه انداخته و ادمهای با شرفی چون ابطحی و عطریانفرو... را اورده مقابل چشم میلیونها ایرانی فهیم و به هزار ناکرده نا صواب اعتراف میکنند. |
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 15:37 توسط mazdak |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 |
| پیوندها |
|
فیلترشکن بالاترین يادداشت هاي يك پزشك ملاحسنی فیلترشکن علیرضا رضائی اموزش فرانسه تشکل دانشجویان مستقل |
|
RSS
|